ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

562

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

دنبال شتر ديگر مىتوانست راه برود در اين حال در كنار آن ايستادم تا تمامى كاروان به سلامتى از آن گذشتند . در خوتله سه چاه قرار دارد كه آب آن شيرين و عمق هر يك از آنها به اندازهء سه قامت شخص است و هيچ يك از چاهها داراى ديوار سنگ‌چين نبودند . همچنين در اين منطقه بازار بزرگى وجود داشت كه در آن به دستور سليمان پاشا بن رفاده بزرگ قبيلهء « بلى » انواع غذاهاى پخته را براى افراد كاروان محمل مصرى آماده كرده بودند . وى در اين اقامتگاه ، به همراه پنجاه نفر از اعراب ، در حالى كه بر شتران تندرو سوار و مسلح به تفنگ‌هاى از نوع « مارتينى هنرى » بودند ، به استقبال ما آمدند . نامبرده سپس به ديدار امير و خزانه‌دار و رييس نگهبانان و افسران آمد و هر يك از آنها را در خيمه‌هايشان ملاقات كرد و گوسفندان زيادى را براى همراهان محمل و كارمندان آن سر بريد و غذاى آن را به نامبردگان تقديم نمود ، سپس به دستور امير الحاج و رييس نگهبانان ، چادرهايى مخصوص براى آنان برپا گرديد و همگى آنها را براى صرف نهار دعوت كردند ، آنان نيز دعوت را پذيرفتند و در چادرهاى خود در حالى كه گروه موزيك نغمه‌هايى را براى آنان مىسرودند ، نشستند . در « خوتله » چوب براى هيزم فراوان وجود داشت ، به مقدارى كه در مدت اقامت در شهر وجه بدان نياز داشتيم با خود برداشتيم ؛ زيرا در شهر ياد شده هيزم كمياب است و در آنجا بسته‌هاى هيزم را همانند نوارى كه به دور تربچه بسته مىشد مىبستند و هر بسته را به قيمت يك قرش صحيح به فروش مىرساندند . روز پنجشنبه و جمعه پنجم و ششم صفر سال 1319 هجرى را در خوتله گذرانديم . منزلگاه يازدهم يا مرحله نهايى ، از خوتله تا وجه در ساعت دو و نيم از شب شنبه هفتم صفر ، خوتله را ترك و تا ساعت پنج روز بعد حركت كرديم ، در حالى كه در اين مدّت چهار ساعت و نيم را استراحت كرده بوديم ، مجددا به حركت خود ادامه داديم و باقى روز و تمام شب بعد را در اين مسير گام برداشتيم تا اين كه در ساعت يك و پنج دقيقهء بامداد روز يكشنبه هشتم صفر به شهر وجه رسيديم . بنابراين حركت ما بيست و سه ساعت به طول انجاميده است كه يك ساعت و نيم از آن را به سوى شمال غربى و دو ساعت و يك ثلث را در سمت غرب و ربع ساعت